دربارۀ کتاب
از زمان مِنسیوس (قرن چهارم قبل از میلاد) تا کنون هیچ اندیشمندی مشهورتر از چو هِسی (1130-1200) و بانفوذتر از او در فرهنگ چین، و در حقیقت در فرهنگ آسیای شرقی نبوده است. چو در پی آن بود که پیام کنفوسیوسی را که ابتدا توسط حکیمان زمان گذشته بیان شده بود، برای شاگردان زمان خود قابل فهم و دسترسی سازد. او با کمک گرفتن از عقاید پیشینیان خود فلسفۀ نظامیافتهای را بهوجود آورد که تا اوایل سالهای قرن بیستم بر دنیای اهل تفکر چین تسلط داشت. در قرن چهاردهم، دولت چین تفسیرهایی را که او بر آثار باستانی کنفوسیوسی نگاشت رسمی اعلام کرد.
فکر اساسی چو این بود که انسان چگونه میتواند خردمند شود، یعنی انسانی کاملاً اخلاقی از آب درآید. به عقیدۀ او همۀ انسانها، حتی بدترین و شرورترین آنها، با طبیعت نیکوی یکسانی که همان اصل اخلاقی (لی) است به دنیا میآیند، اما تنها اندکشماری از آنها میتوانند آن طبیعت نیکو را در زندگی روزمرۀ خود نشان دهند. بنابراین، برای چو مسئله این بود که چگونه میتوان جسم و روان انسان را چنان اصلاح و کامل کرد که طبیعت نیکوی او بهصورتی کامل پدیدار شود.
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.